دوستت دارم چون می دانم دوستم داری
دوست داشتي مي دانستم دوست داشتنت را، دوست داشتي مي دانستم و مي فهميدم تورا و تورا، مي خواستي باشم و در كنارم باشي، مي خواهمت و خواهم خواست براي هميشه اگر پل يك رنگي مان نشكند، اگر دستان پر مهرت سرد نشود، اگر چشمان عاشقت نگريد، اگر باز باشي و قلبت را باز گذاري اگر بخواهي تنهايي قلبم رابشكني، اگر خواهي غروب سردم راگرم سازي باش تا باشم. اگر عاشق لحنم شوي تا عاشق كلامت شوم، باش تا باشم مي خواهمت، خواهم خواست، مي دانم نمي داني كه دوستت دارم
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 18:27  توسط تنهای تنها
|
