تنها...
تو اگر می دانستی
که چه زخمی دارد
که چه دردی دارد
خنجر از دست عزیزان خوردن
از من خسته نمی پرسیدی
آه ای مرد چرا تنهایی.....
+ نوشته شده در شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 22:15  توسط تنهای تنها
|
چنان بیگانه با خویشم که حتی سایه ام دیگر نمی آید به دنبالم.
تو اگر می دانستی
که چه زخمی دارد
که چه دردی دارد
خنجر از دست عزیزان خوردن
از من خسته نمی پرسیدی
آه ای مرد چرا تنهایی.....